|
سلام
این پست کاملاْ سفارشیه پس خوب بخونید چون وسطاش حرفای خودم رو هم داخل پرانتز زدم (مهمه!!)
نمی دونم تا حالا برنامه سینما صدا رو از رادیو گفتگو گوش کردین یانه اگر شنیده باشین می دونین که انتقادیه مبسوط.
این هفته راجع به همیشه پای یک زن درمیان است صحبت می کردن

فرزاد حسنی بود و کمال تبریزی و امیر قادری .
خدا رو شکر آقای پوریا تشریف نداشتن چون دیگه فحشی نمی موند که نثار کمال تبریزی نشه .چون من خودم برنامه رو گوش نکردم و ضبط شد شنیدم اطلاعاتم خیلی کامل نیست چون از اول اول برنامه ضبط نشده بود اما خب حدود ۱ ساعت ۱ساعت و نیم رو گوش دادم . از اونجایی که شروع شد بحث سر فروش فیلم و تأثیر مهران مدیری روی فروش فیلم بودکه فرزاد حسنی و امیر قادری شدیدا تاکید داشتن که مهران عامل مؤثری برای فروش فیلم بوده ولی کمال تبریزی مخالف بود.
و می گفت : بازیگر چهره بدون حضور عوامل مؤثر در فیلم باعث فروش نمی شه (البته حرف منطقیه ولی خب نمی شه تأثیر مهرانو بر فروش میلیاردی نادیده گرفت.)
تبریزی : شما تا حالا فیلم ندیدین مهران مدیری توش بازی کنه و نفروشه ؟؟بعد فرزاد باقاطعیت گفت : نه مثلاْ چی ؟
تبریزی : مثلاْ دیدار کار آقای هنرمند فرزاد حسنی و امیر قادری : خب اون فیلم که مدت ها توقیف شده بود بعد هم بد موقعی اکران شد و ...
تبریزی : من میگم اگه فیلم ، فيلمنامه خوبي نداشته باشه ، كار گرداني درستي نداشته باشه و ديگر عوامل خوب نباشن بازيگر چهره نمي تونه كاري بكنه.و فيلم هايي رو مثال زد كه گلزار و امين حيايي توش حضور داشتن و نفروخته
فرزاد : ولي شما موقعي از مديري استفاده كردين كه مرد هزار چهره اش تازه پخش شده بود و مردم خيلي تحت تأثيرش بودن در واقع اون موقع فصل مديري بود.
(بچه ها بذارين يه چيزي بگم اين بيچاره ها (فرزاد حسني و امير قادري ) هر انتقاد درست يا نادرست و منطقي يا غير منطقي مي كردن كمال تبريزي سريعاً تكذيب مي كرد طوري كه فرزاد باخنده به امير قادري گفت : امير جان تا سخنوراني مثل آقاي تبريزي و آقاي داوودنژاد هستن يه بله نمي توني ازشون بگيري .)
امير قادري هم يادمه گفت كه با يه ذهنيت خيلي خوب بعد از ديدن چند تا فيلم بد رفته سينما و رفته كه كلي حال كنه و با ديدن اون تابلوي ما براي فصل كردن آمديم روي ديوار انتظار قهقهه داشته و لي به مقصودش نرسيده .
بعد يه ارتباط تلفني داشتن با محسن علي اكبري (تهيه كننده ) كه اون هم كلي به وزارت ارشاد به خاطر ندادن مجوز اكران فحش داد بد هم فحش داد و كلي از فيلم دفاع كرد راستي يه چيز جالب كمال تبريزي گفت كه پيشنهاد بازي مهران از طرف آقاي علي اكبري داده شد و بلافاصله هم ما قبول كرديم چون نقش واقعاً بهش ميومد ودليل اينكه ما خودمون مهران رو پيشنهاد نكرديم اين بود كه تصور مي كرديم دستمزد خيلي زيادي رو طلب كنه !!
بعد يه ارتباط تلفني ديگه داشتن با رضا مقصودي (نويسنده فيلمنامه اوليه )
از اول تا آخر مكالمه با ابن آقا ايشون داشتن به شدت هر چه تمام تر از خودشون و فيلم نامه شون تعريف و تمجيد مي كردن طوري كه خيلي باصراحت گفت : من فيلم رو دوست نداشتم چون فيلمنامه خوبي نداشت فيلمنامه من فيلمنامه خوبي بود ولي اون متني كه ساخته شده متن من نبود ه .
كه همون لحظه كمال تبريزي گفت كه قرار بوده اول فيلمنامه ايشون ساخته بشه ولي دقيقاً شب قبل از كليد خوردن كار بهش زنگ مي زنن و مي گن كار تعطيله و متنها از هم گسيخته است و از اين حرفا.
و كمال تبريزي هم كه اصرار داشته فيلم رو بسازه متنها رو مي ده به نغمه ثميني كه تغييراتي درش بده و قصه كلاً عوض مي شه .
اين يارو رضا مقصودي اينقدر متكبرانه از خودش تعريف كرد كه بعد از اينكه ارتباط قطع شد امير قادري به كنايه و باخنده گفت : خيلي ممنون از آقاي مقصودي كه خيلي اطلاعات خوبي رو به ما دادن و فرزاد ادامه داد : و ما رو مقصود رسوندن .
اينقدر برنامه شلوغ پلوغ بود كه اگه يه نفر اتفاقي راديو رو روشن مي كرد دچار ديوانگي موقت مي شد.
تصور كنيد كمال تبريزي و فرزاد و امير قادري هر سه تا با هم به حالت فرياد با هم حرف مي زدن.(ميكروفن تركيد !!!)
ولي يه چيزي خيلي جالب بود اينكه خيلي تاكيد داشتن كه حبيب رضايي به درد اين نقش نمي خورده فرزاد گفت حبيب توي كلاساي باززيگري امين تارخ همكلاس من بود و از معدود باسواداي سينماي ايرانه و ... من نمي خوام خاطرات خوشم از بازيش توي آژانس و ... خراب بشه. ولي كمال تبريزي اعتقاد داشت كه اگه حبيب به درد نقش نمي خورد توي جشنواره كانديدا نمي شد و باگفتن اين جمله از تبريزي صداي بلند چه ربطي داره ؟؟ از اطرافيان شنيده شد كه جوابي هم براش وجود نداشت .ولي به هيچ عنوان از بازي بد مهران صحبت نشد (برعكس نقد هاي ديگه !!)
و يه انتقادهايي كردن كه كمال تبريزي مي گفت كه سر گاهي به آسمان نگاه كن هم همين ها رو به من مي گفتن كه فيلم نامه منسجم نبوده (آخه گاهي به آسمان نگاه كن هم انتقاد داره ؟؟ من نمي فهمم اين منتقدهاي ما چي مي خوان اين قضيه،قضيه اينه كه مهران مي گفت نقد منفي هم درمورد هملت شكسپير خوندم . )
ولي فرزاد به كمال تبريزي گفت كه شما خيلي خوب حرف مي زنيد و خيلي دلم مي خواد يه برنامه سينمايي با هم اجرا كنيم.
و يه تيكه ديگه هم گفتن كه اون سكانسي كه كيانيان با گلي توي اتاق بودن كليشه اشاره به رياكاري كارهاي قبلي كمال تبريزي است و مثل حاتمي كيا كه توي به نام پدر به داشته هاي قبلي اش اكتفا كرده كمال هم خواسته همين كار رو بكنه !!
اما كمال تبريزي يه حرف قشنگ زد به امير قادري گفت :تو همه فيلماي منو ديدي به من بگو كدوم يكيشون شبيه قبلي بوده ؟؟ و امير قادري هم با صراحت گفت : شما از جمله كارگردانايي هستين كه خيلي متفاوت و متنوع كار مي كنين.
راستي يه انتقاد مسخره كه هر جفتشون به خصوص امير قادري داشتن اين كه فروش زياد فيلم دليل بر اين نيست كه مخاطب فيلمو دوست داشته يا بعداً مي تونه دوست داشته باشه و فيلم مسخره اي مثل عروس خوش قدم رو مثال زدو كمال تبريزي هم برگش گفت : نصف فروش فيلم به خاطر كسايي بوده كه براي بار چندم رفتن فيلمو ديدن و من از اين قضيه اطلاع دارم .و گفت كه توي سايت سينماي ما هم رفته و از نظرسنجي ها و ستاره ها و همه چي هم اطلاع داره گفت كه حتي كامنت هاي مردم رو هم خونده در اين لحظه امير قادري لال شد .
خلاصه قصه اين بود كه خيلي از فيلم بدشون نيومده بود ولي خب انتظار بيشتري داشتن.
همين .
معذرت مي خوام اگه دير نوشتم يا اگه خيلي با جزئيات عمل نكردم بضاعت حافظه ام در همين حد بود.

وحالا ..... رضا عطاران

دلم مي خواد اينجا فقط ازش دفاع كنم فقط !!!
مردي كه از دوران جنيني عاشق مسخره بازي هاش بودم(مسخره بازي نه به معني مسخره بازي به معني مسخره بازي فهميدين ؟؟) و براي خونسردي هاي بيش از حدش ميميرم.
دارم سعي مي كنم يه ذره مثل اون بي خيال باشم. بي خيال بي خيال ....
از وقتي توي ساعت خوش بود دوست داشتني بود با اين كه تصوير اندكي از ساعت خوش به ياد دارم ولي همون يه ذره هم ياد آوري اش لذت بخشه .تا بعد كه توي سيب خنده فقط صداش شنيده مي شد. يكي از دوست داشتني ترين و نوستالژيك ترين آيتم هايي كه توي زندگيم ديدن قيافه جواد رضويان توي سيب خنده است اون جايي كه نقش يه دكتر رو بازي مي كرد و بعد از گند زدن به حال مريض رو به دوربين مي گفت : مصدوم آماده است !!!

واي خداي من مجيد دلبندم كه بعد از پخشش براي اولين بار كلمه بد آموزي در بين منتقدا و پدر و مادرا مد شد. و اعتقاد داشتن كه بد آموزي داره و بچه ها نبينن بهتره . ولي نمي دونم چرا الان كسي به مزخرفاتي كه توي برنامه هاي كودك گفته مي شه نمي گن بد آموزي مثل اين برنامه مسخره رنگين كمان.
بعد عطاران قطار ابدي رو ساخت كه ازش متنفرم صادقانه بگم حالم از ريختش بهم خورد توي اون برنامه البته .
بعد هم كوچه اقاقيا كه مزخرف بود ... به قول چلچراغ وقتي خودش هم جلوي دوربين و هم پشت دوربين كار مي كنه و ۹۰ شبي مي سازه سريالش به سمت لاي باقالي ها ميل مي كنه. !!
ولي خانه به دوش بر عكس آنونس لايتچسبكش خيلي خيلي خيلي باحال بود من دو تا سريال رو وقتي آنونسش پخش شد مسخره كردم و به غلط كردن افتادم اولي پاورچين بود و دومي هم خانه به دوش.
بعد هم متهم گريخت و ترش و شيرين كه خيلي بهم نچسبيد.
ولي اين يكي بزنگاه خوبه بدک نیست.گرچه وقتي قسمت هاي اول يه كم بي مزه بود (كه اگه خودش فيلمنامه نويس بود اينجوري نمي شد .) خيلي ها چوب انتقاد رو بالا گرفتن اما من عاشق صحنه هاي خاصش بودم. عاشق اين كليشه شكني اختلاف طبقاتي . عاشق درسا
خيلي به خود نيكي نصيريان و به عطاران به خاطر كشف همچين اعجوبه اي تبريك مي گم . تنها كسي بود كه وقتي از مهران جدا شد شروع نكرد مثل جواد رضويان پشت سرش حرف زدنو هنوز هم هر جا مي ره و صحبت از مهران مي شه اعلام مي كنه كه بهش مديونه و دوست داره كه دوباره باهم كار كنن
من هم خيلي دوست دارم كه اين اتفاق بيفته.
آقاي خونسرد خندان باحال شاد باش تا شاد كني


|