|
سلام
می خوام نقد بنویسم چیه ؟ چرا می خندین؟ بابا بلدم!!!!!
می خواستم اول نظرمو یا نقدم جاهای دیگه مطرح کنم دیدم نمی شه یعنی جا نمی شه .به خاطر همین از وبلاگ خودم استفاده کردم.
خب از قسمت اول شروع می کنیم. که در حد ۱۰۰۰ چهره بود و خوب . من کلا شخصیت پدر مسعود شصت چی رو خیلی دوست دارم به چند دلیل یکی ویژگی های فوق العاده ای که داره (هر اتفاقی که می افته می گه بذارین ببینیم حضرت حافظ چی می گه )و یکی بازی غلامرضا نیکخواهه که تازه برگشته و به قول مدیری : خیلی هم خوب!!!
قسمت ۲ : که خیلی ملودرام بود با اون صحنه های روبه رو شدن شصت چی با سحر توی مراسم عروسی و اون آهنگ غمناک که روش گذاشته شده بود(توسط فرهاد مدیری) که آدم رو به یاد سوپراستارهای سینما می انداخت. و هم چنین صحنه بالارفتن از پله برای استخدام خیلی شوخی جالبی در اومده بود.
قسمت ۳: و وارد شدن به اولین شخصیت آقای اشتباهی ! این بار شصت چی می خواد مدیری باشه همیشه فکر می کردم که این اپیزود باید بهترین اپیزود ۲۰۰۰ چهره باشه ولی خب نشد اما این نکته که شصت چی آگاهانه خودش رو جای آدمای دیگه گذاشت خیلی مهم بود.
این که یه انسان باید چقدر فشار از طرف دیگران و حتی خودش رو باید تحمل کنه که دیگه دلش نخواد خودش با تمام ویژگی های خوب و صادقانه اش باشه .
و ... من این اپیزود رو دوست نداشتم چون فکر می کردم یه جور دیگه ای باشه فکر نمی کردم شصت چی رو ببرن توی یه خونه مجلل و بگن این خونه مدیریه و اون دهنش باز بمونه فکر می کردم روی خصوصیات با نمک و حتی بد مدیری کار بشه و شوخی بشه نه اینکه از یه بیماری افسردگی شروع کنن و به هیچ خنده ای نرسن. خلاصه انتظارم از مدیری خیلی خیلی بیشتر از اینا بود......
شخصیت بعدی : کاپیتان ساجدی و نقطه اوج ۲۰۰۰ چهره و صحنه های ناب و در عین حال جالب و بامزه
و بازی گرفتن خوب از بیژن بنفشه خواه و از استفاده از پتانسیل های این آدم. تا حالا به بنفشه خواه اینقدر نخندیده بودم . اون صحنه رو یادتونه که سپند امیر سلیمانی . بنفشه خواه رو صدا کرد گفت : یه موتور هواپیما آتیش گرفته اینم که خلبان نیست تنها امیدمون به توه. بعد گفت : آهان و غش کرد.
و .. فوتبال از قبل از شروع سریال کاملا برام واضح بود که قهقهه آور ترین قسمت ۲۰۰۰ چهره همینه.خوب بود ممنون آقای ژوله! خیلی بانمکی !! و توی این اپیزود یه مسئله جدید فهمیدم این برزو ارجمند چقدرخوش خنده است . پشت صحنه عالی بود من از خنده های این بشر خنده ام می گرفت یادتونه : شما عکس با شورت ورزشی دارین - جان ؟؟؟
و اپیزود آخر و ضعیف ترین قسمت سریال . بد بود گاهی خیلی هم بد بود خصوصا حرکات احمقانه محمدرضا هدایتی که نمی دونم چرا فکر می کرد با مزه است. و نمی دونم چرا مهران اجازه داد که هر اتفاقی که نباید اتفاق بیفته.
ولی پایان مثل همیشه عالی استفاده از نوستالژی دوست داشتنی شب های برره . که یه لحظه ذهنمو برد به نا کجا آباد برره که الان داره چه اتفاقی توش می افته هنوز هم مردم همون کارای قبل رو می کنن هنوز هم کیانوش گریه می کنه و می گه : آخه چرا من اینجا موندم؟ هنوز هم شیرفرهاد به کیانوش می گه چرا عین مار چنبره زدی رو زندگی ما ؟ وای خدای من !!! اصولا کارای مدیری اگر کلا هم بد باشه (مثل جایزه بزرگ)پایان فوق العاده ای داره !!
و نظر کلی : من ویژه نامه عید چلچراغ رو که خوندم توش یه مصاحبه شده بود با شخص مهران مدیری و مدام تاکید می کنم مدام مدیری اظهار کرده بود که خسته است حالش خوب نیست و به اصرار شبکه بوده که داره سریال می سازه و حال بدش هم قطعا روی کار تاثیر می ذاره و دیگه هم نمی خواد این جور برنامه سازی رو ادامه بده. از همون موقع من کاملا ایمان پیدا کردم که ۲۰۰۰ چهره به هیچ عنوان کیفیت و شوخی های بکر ۱۰۰۰ چهره رو نخواهد داشت . که همین طور هم شد .
اما می خواستم به آقای مدیری مردی که سالها مردم این مملکت رو خندونده خسته نباشید بگم و ازش بخوام که وقتی حالش خوب نیست سریال نسازه هم برای خودش خوبه هم برای اعتماد ما !
همین

|