|
رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من و تو کم گفتیم
مثل هزیان دم مرگ از آغاز چنین
در هم و بر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من و تو کم خواندیم
من وتو ساده ترین شهر سرودن را در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من و تو اما در میدان ها اینک اندازه ما می روییم
ما به اندازه ما می بینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می روییم
ما به اندازه ما می گوییم
من و تو که نه که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من وتو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم
من و تو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست....................

سلام
این آهنگ یکی از فوق العاده ترین آهنگ های فرهاده اگه نشنیدین که احتمالش بین صفر تا یکه خب برید گوش کنین به من چه
راستی یه چیز بی ربط امروز یه بیت شعر دیدم که ۵ دقیقه طول کشید بخونمش ببینید شما می تونید؟
در این درگه ، که گه گه ، که ، که و که ، که شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نئی آگه
(راهنمایی : «که» اولی به معنی کوه و دومی به معنی کاه است. )
خوش باشید
|